15
دسامبر

همه فیلم ها باید دیده شوند حتی “خانه پدری” !

 

قطعا اگر حتی اگر مخاطب عادی سینما هم باشید این روزها از اخبار و حواشی فیلم جنجالی کیانوش عیاری یعنی “خانه پدری” بی اطلاع نیستید و شاید مانند خیلی از مخاطبین سینما کنجاوانه روانه سالن های سینما شدید تا شاهد تعریف متفاوت آقای عیاری از خانه پدری بر پرده نقره ای باشید.

قبل از پرداختن به داستان فیلم خالی لطف نیست که نکته را درباب ماهیت سینما بازگو کنیم: مدیوم سینما نسبت به سایر رسانه ها از آزادی بیشتری بهره مند است و در انحصار ایدئولوژی های حاکم نیست، البته این حرف به معنای انکار قدرت و پشتوانه مالی جریان های ایدئولوژیک در سینما نیست و با این وجود بارها شاهد برتری سینمای مستقل در جذب مخاطب و رعایت اصول سینمایی بوده ایم، پس سینما بستریست که در آن مسئله آزادی بیان به شکل معقولانه ای متناسب با فرهنگ کشورتولید کننده فیلم متجلی میشود؛زیرا فیلمساز در این مدیوم اثرش را عرضه میکند و مخاطب به دلخواه خود به تماشا مینشیند که از این منظر مانند رسانه های عمومی نیست که همه گیر باشد و در انحصار ایدئولوژی حاکم که محتوایش را به مخاطب تحمیل کند. همه اینها گفته شد در نقد ماجرای توقیف فیلم های سینمایی که غالبا موجب دلسردی و از بین رفتن سرمایه های مالی و معنوی میشود ، هرچند که در برخی موارد توقیف یک فیلم باعث میشود تا توجه ها به سمت آن جلب شود و پس از رفع توقیف گاها فیلم با فروش خوبی مواجه میشود.خانه پدری نیز از همین دست فیلم هاست که به لطف حواشی و موضوع جنجالیش توانست به خوبی دیده شود، هرچند که مظلوم هم واقع شد. اما از جهات مختلف باید پذیرفت این فیلم ، فیلم ضعیفی در کارنامه خالقش محسوب میشود و یک جاهایی داستان فیلم فاقد پرداخت درست و منطقی است و گاها مغرضانه و همچنین اغراق آمیز است طوریکه انگار وقایع و توجیه کردنای به اصطلاح مذهبی خانواده یک امر نهادینه شده در فرهنگ ایران است! فیلم با شروع دردناک خود بیننده را چنان شوک زده میکند که از سکانس های ابتدایی به بعد به تمام جزیئیات حس تنفر پیدا کند که این جزئیات غالبا مربوط به فرهنگ دینی و اجتماعی ایران است ، جزئیاتی که فیلمسازانی در تاریخ سینمای ایران با استفاده از آن اثرات فاخر و دلنشینی تولید کرده اند پس از این جهت خانه پدری کاملا ضد ملی است و توجیهشم عدم گذاشتن سرپوش بر واقعیت هاییست که در یک خانواده وجود دارد اما فیلم این مسئله را تعمیم به کل میدهد. عدم رعایت حقوق زنان در مقاطعی از تاریخ کشورمان غیر قابل انکار است همانطور که در همه ملل چنین مقاطعی وجود دارد و حتی بدتر از آن! و هنوز هم وجود دارد اما این نکته را نباید فراموش کرد که وقتی راحب موضوعی فیلم ساخته میشود و در آن نقد فرهنگی تاریخی صورت میگیرد ناخودآگاه آن نقد کل یک جامعه را در بر میگیرد در صورتی که ممکن واقعیت چیزی غیر از این باشد.

نکته دیگر که بر ضد ملی بودن “خانه پدری” صحه میگذارد “فرش” است! فرش سندی بر هنر کهن و عمیق ایرانیان است و تقریبا تمام دنیا در مورد این موضوع توافق نظر دارند و هنر فرشبافی ایران رو ستایش میکنند و همچنین از آن به عنوان یک سوغات گرانبها یاد میکنند؛حالا تصور کنید مردمی که چیزی از تاریخ و فرهنگ ایران نمیدانند و مخاطب چشم و گوش بسته هجمه رسانه ای علیه ایران هم هستند به تماشای فیلم آقای عیاری بشینند! مردمی که علاقه مند به فرش های ایرانی هستند در این فیلم با شاهد سرنوشت دردناک دختران هنرمندی هستند که از ترس مردان خانواده خود را خیس میکنند…

با همه این تفاسیر سانسور و توقیف راه درستی نیست و جسارت در تولید فیلم را از بین میبرد.همه فیلمها باید بتوانند دیده و نقد شوند حتی “خانه پدری”!