20
ژانویه

صلح و زندگی به هرقیمت!_یادداشتی برای”جهان با من برقص”

 

جهان با من برقص، قصه یه دورهمی چند روزه رفقای قدیمی که در وهله اول مارو به یاد فیلم جریان ساز “درباره الی” می اندازد اما بلاشک همه مخاطبان با اطلاعات شناخته شده ای که به واسطه سریال های تلوزیونی از سروش صحت دارند نمیتوانند زود قضاوت کنند که با اصغرفرهادی دیگری روبه رو هستند! اما وقتی که فیلم جلوتر میرود مشخص میشود که بله به واسطه فرمی متفاوت تر و فانتزی تر، پاهای آقای صحت حتی از اتمسفر حاکم بر جمع درباره الی هم فراتر رفته!

فیلم فرم خوبی دارد و متفاوت و دور از انتظار از سروش صحت. ریتم را خوب حفظ میکند و بر خلاف اکثر کارگردان های ایرانی از تصاویرو قاببندی های واید(باز) ترسی ندارد و به خوبی هم از پس آن برمی آید.کاگردانی فیلم بسیار پخته است و نشان از صبر کارگردانش دارد که سالها با قاب تلوزیون آزمون و خطاهایش را کرده و حالا آماده تاختو تاز بر پرده نقره ای شده است.همچنین نوع استفاده سروش صحت از موسیقی هم قابل تامل است.موسیقی در فیلم های او و همچنین در اولین اثر سینمایی اش ارتباط کاملا مستقیمی با تخیل فانتزی و رویاپردازی های بدون مرز دارد، یجورایی شبیه به خواب های پریشان است؛قطعا مخاطبینی هستند که از این رویاپردازی های خاص استقبال و همذات پنداری میکنند.

فیلم “جهان با من برقص” از این نظر که تصویری متفاوت را به ما ارائه میدهد قابل احترام است زیرا این روزها ما با خلا خلاقیت روبه رو هستیم، متاسفانه پریشان ذهنی پدیده ایست که به تازگی به مردم ایران چیره شده است و هنرمندان هم از این موضوع مستثنی نیستند.خیلی ها میخواهند به سینما ورود پیدا کنند اما بدون آنکه از خود سوال کنند که آیا حرف تازه ای برای گفتن دارند؟! آیا صرفا میخواهند پول به دست بیاورند و به نحوی با هر جمله ای مردم را بخندانند؟! آیا میخواهند شارح فلاکت باشند؟ میخواهند چه خروجی به دست بیاورند از ساخت فیلمشان یا چه فیدبکی دریافت کنند؟ این روزها ما در سینمای ایران شاهد فیلمهایی هستیم که سازندگانش حتی در حد ساخت کلیپ های سطحی هم مهارت ندارند اما مشخص نیست چگونه سرمایه جذب میکنند و فیلمشان را به پرده میکشند! در این اوضاع و احوال اینکه یک کارگردان با اینکه تجربه های متعددی در تلوزیون دارد و همچنین به عنوان بازیگر با پلت فرم سینما هم کاملا آشناست صبر میکند تا مهارت کافی به دست بیاورد و با فیلم اولش شروعی خوب و سینمایی از خود نشان میدهد جای امیدواریست، این یعنی احترام به سینما، یعنی بازهم میشود امیدوار بود که کسانی تاکید دارند به عشق در کار و زنده بودن سینما.

اما جهانی که سروش صحت به ما نشان میدهد، جهانیست با فاصله از فرهنگ ایران، فیلم رسالتی پر مدعا دارد آنهم شکستن تابوهایی که برای بخش اعظمی از جامعه ایران این شکستن قابل قبول نیست.فیلم از یک جمع،کاراکترها و سبک زندگی به اصطلاح نئولیبرالیستی تشکیل شده است که صلح و زندگی در آن حرف اول را میزند،صلح به هرقیمت! زندگی به هرقیمت! داستان کاملا از واژه غیرت تهیست، واژه ای که قرن هاست با جامعه ایرانی عجین است؛ البته که به شکلی هنرمندانه این حق آزادی را فیلم برای مخاطب جا می اندازد.هر جامعه و هرکشوری باید ها و نباید هایی دارد که نشئت گرفته از فرهنگ و آیین آن است که با هویت آن جامعه گره خورده و جداشدنی نیست؛بله نمیشود منکر وجود همچین قشری در ایران شد که با وجود همه این انتقاد ها قطعا قابل احترامند ولی وقتی پای سینما به عنوان رسانه وسط می آید باید نقد شود چون ممکن است برای نسل های جوان منجر به فرهنگ سازی شود و ما را بیش از پیش از هویت خودمان فاصله دهد. درکل اگر میخواهید فیلمی ببینید که به معنای واقعی رنگو بوی سینما دارد از ” جهان با من برقص” غافل نشوید.